http://s1.picofile.com/file/8227511326/2015_12_11_02_44_08_1.jpg

پاییز از همان اولش هم فصل غافلگیر کردن های یهویی بود. از همان بچگی ها. از همان زمان مدرسه و ظهرهای خسته و زرد. از همان موقع ها که عادت کرده بودم به شوت کردن توده برگ ها. بعدش که بزرگ تر شدم و هر سال پاییز، حالم دگرگون شد. از همان موقع ها که پاییز حالم را خوب میکرد. امسال اما یک تابلو پاییز شروع کردم و منتظر معجزه اش ماندم. زود رسید، انقدر زود که حتا فرصت نداد تابلو تمام شود. انقدر زود همراهم شد که یکهو دیدم برگ ها را با هم شوت میکنیم و دیوار نوشته ها را  باهم میخوانیم.

تقدیم به پاییز عزیز نودوچاهار که کم کم داره میره از پیشمون ...


• نون ط دسته دار ۱۳۹۴/۰۹/۲۰ |