اون قسمت از زندگی که اردیبهشت بود و دم غروب ، توی محل چراغای آبی و قرمز و سبز روشن کرده بودن و از پیاده رو که میگذشتم چند بار بوی اسپند پیچیده بود تو دماغم رو خیلی دوس داشتم.
. 628 . پایان . یانماین درون ... لینکها . نگار . بوی ریحان در باغ پیچید . شرت نوشت . دچار باید بود . خرمالوی سیاه . پنهان . نامه های سرگشاده
برای دیدن کانال تلگرام کلیک کنید