کتاب "زایمان ترس ندارد" را از لای بقیه کتاب ها بیرون می آورم و به طرح روی جلد آن نگاه میکنم : زنی با شکم برآمده رو به دوربین/بیننده لبخند میزند... میگویم : این کتاب رو دیگه واسه چی میخونی؟ به کتاب نگاه میکند و مدتی طولانی سکوت میکند. بعد میگوید : میخواستم ببینم چرا نویسنده ابله این کتاب هنوز نمیدونه که حتا فکر کردن به عجیب ترین و هیجان آورترین و سخت ترین و پرمعناترین اتفاق هستی هم ترس داره چه برسه به انجام دادنش.

من گنجشک نیستم - مصطفا مستور


• نون ط دسته دار ۱۳۹۵/۰۲/۲۹ |