هر کدام از ما توی زندگی مان قوانینی برای خودمان داریم. قوانین که شاید جایی ننوشتیم یا به زبان نیاوردیم ولی همیشه بهشان عمل کرده ایم و روال زندگی مان را بر آن منطبق کرده ایم. همهء برخورد های ما با آدم ها هم از همین قوانین نشات میگیرد. مثلا یک نفر که توی زندگی اش خیلی به نظر دیگران اهمیت میدهد و جهت پرچم عقایدش با باد نظر دیگران هی اینور و آنور میشود، این قانون را برای خودش گذاشته که "برای دیگران زندگی کن و زندگی ات را وقف جلب رضایت این و آن کن". در کنار همچین آدم هایی، نوع دیگری از آدم ها هم هستند که زندگی شان را بر قانون "گه خوری این و آن" منطبق کرده اند و معتقدند که همه چیز زندگی دیگران به آنها مربوط میشود و بصورت شبانه روزی تلاش میکنند که زندگی بقیه را کندوکاو کنند و آنقدر به حاشیه زندگی دیگران مشغول میشوند که متن زندگی خودشان از یادشان میرود. در مقابل این دو دستهء چیپ، دسته دیگری هم هستند که "آدم های نرمال" نامیده میشوند، برای این آدم ها نظر دیگران زمانی مهم است که خودشان چیزی از آنها بپرسند، قانون زندگی این آدم ها "یه بار زندگی میکنم پس واسه خودم زندگی میکنم" است. اینجور آدم ها از نظر همه بعنوان آدم های خوب و باشخصیت شناخته میشوند و همه، مخصوصا دسته یک و دو ادعا دارند که جزو این دسته هستند و حاشا که شما بتوانید در پاچه آنها بکنید که به ولله تو ازین دسته نیستی، و آن چیزی که داری میخوری گه زندگی یک آدم دیگر است نه خودت! دسته سوم یک دسته کمیاب و کیمیایی است که همه در رویاهایشان خودشان را تویش میچپانند ولی در واقعیت خلاف آن عمل میکنند، بیایید کاری کنیم که واقعیت و رویایمان یک جور شود، باشد که همگی رستگار شویم.
یه مطلب قدیمی از اینستاگرامم که نیاز به پست کردن مجدد داشت!